اهل بيـــــتبرای سلامتی امام زمان(عج) صلوات |
||
در ظهر روز عاشور زهیربن قین و سعید بن عبداله جلو امام حسین(ع) ایستادند تا ایشان نماز بخوانند در حین نماز به سوی ایشان تیر اندازی می شد که سعید بن عبداله خود را اماج تیرها کرد انقدر تیر به او زدند تا به زمین افتاد در همان حال می گفت :خدایا مانند عاد و ثمود از رحمت خود دورششان کن بار خدایا پیامبرت را از من سلام برسان و از درد زخمی که میکشم او را با خبر کن که قصدم از یاری ذریه پیامبرت پاداش توست و در روایتی است که می گفت خدایا از انجام کاری که اراده کنی عاجز نیستی پس به پیامبرت را خبر ده که من از حسین (ع) دفاع کردم و او را یاری نمودم و همراهی او را در بهشت نصیبم کن انگاه به دیدار حق شتافت
حسین بن علی(ع) در مدینه منوره در بنا بر قول مشهور در سوم شعبان سال سوم هجری(سال جنگ خندق) به دنیا امد
مادرش حضرت فاطمه (س) او را نزد جد بزرگوارش رسول خدا(ص) اورد ان حضرت در گوش راست او اذان ودر گوش چپش اقامه گفت در روز هفتم تولدش گوسفندی برای او عقیقه کرد و او را حسین نامید وبه مادرش فرمود سرش را بتراش و به وزن موهایش نقره صدقه دهد مادرش نیز همین کار را کرد
ان حضرت در دهم محرم سال 61 هجری در کربلا واقع در سرزمین عراق به شهادت رسید
کینه ان حضرت ابوعبداله ولقبهایش رشید-طیب –وفی سید – زکی – مبارک- تابع رضای خدا ٬ راهنما به ذات خدا وسبط است
برخی ام الفضل٬ همسر عباس بن عبدالمطلب که نامش لبابه بود را دایه امام حسین (ع) دانسته اند وبرخی ایشان را فقط مربی امام دانسته اند
روزی پیامبر اکرم (ص) امام حسن (ع) را بر روی ران راست وامام حسین (ع) را بر روی ران چپ خود وعلی (ع) و فاطمه (س) را در مقابل خود نشانید وعبا یا پیراهن خود را بر انها پیچید و این ایه را تلاوت کرد
انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا ‹سوره احزاب 33‹
همانا خداوند اراده کرده است پلیدی را از شما خانواده دور کند وشما را پاک و پاکیزه نماید
وبه ایشان فرمود :من با کسی که با شما در صلح باشد در صلحم وبا کسی که با شما بجنگد در جنگم
شنبه : یا رب العالمین
یکشنبه : یا ذوالجلال و الاکرام
دوشنبه : یا قاضی الحاجات
سه شنبه : یا ارحم الراحمین
چهارشنبه : یا حی یا قیوم
پنجشنبه : لا اله الا الله الملک الحق المبین
جمعه : اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
از حضرت امیر المومنین (ع) روایت است که نبی اکرم (ع) در شب معراج از پروردگار سوال کرد پروردگارا چه عملی نزد تو افضل است ؟ خداوند سبحان خطاب فرمودند:
چیزی در نزد من افضل وبرتر از توکل بر من و راضی بودن به خواسته وتصمیم من نیست
ای محمد! واجب نمودم دوستی با دوستانم و واجب نمودم دوستی خود را با کسانیکه در راه من عطوفت و مهربانی (با بندگان من ) میکنند و واجب نمودم دوستی خود را با کسانیکه خود را به من متصل (به سبب عبادت ٬متقرب) می نمایند واجب نمودم محبت خود را به کسانیکه بر من توکل می کنند برای محبت ودوستی من حد و انتهایی نیست و هم وقت دوستی خود را با دوستان زیاد نمودم
علامت و نشانه ای در انها قرار می دهم وایشان نظر می نمایند به مخلوقات من همچنانکه من به انها نظر می کنم و حوائج خود را به مردم نمی گویند شکمهای خود را از حرام نگاه می دارند. در دنیا متنعمند به ذکر و محبت من ومن کمال رضایت را از این دسته بندگان دارم.
واللهُ واسِعٌ عَلیمٌ،(خدا به حقیقت، توانگر و داناست.)
واسع، آن غنی مطلق است که فقر را برطرف می کند و تمام حاجات را برآورده می کند و به رزق، وسعت می بخشد.
خواص:
1- برای وسعت رزق در هر روز 137 مرتبه ذکر« یا واسع» خوانده شود.
2- برای وسعت پیدا کردن علم در هر روز 137 مرتبه ذکر« یا واسع» خوانده شود.
3- برای رفع خوف و ترس دل در هر روز 137 مرتبه ذکر« یا واسع» خوانده شود.
انَّکَ انتَ العَلیمُ الحَکیمُ ( (خداوندا!) همانا تو دانا و حکیمی. )
حکیم به ذاتی اطلاق می شود که قول و فعلش از سر حکمت و راستی است؛ ظاهر و باطن اشیاء را می داند و بر اساس حکمت و مصلحت عمل می کند.
خواص:
1- برای باز شدن دریچه ای از حکمت به عالم قلب و دل، بعد از نیمه شب 87 مرتبه ذکر« یا حکیم» گفته شود.
2- برای پیدا کردن گمشده یا معلوم شدن مجهولی بر ذکر « یا حکیم» در طی شبانه روز مداومت شود.
مادر حاتم طائى به نام (عتبه دختر عفیف ) زنى بخشنده بود و تمام اموال خود را به مستحقان مى داد.
وقتى برادران او کار او را دیدند که اموال را به صدقات مى داد، او را از تصرف دارائى خود بازداشتند و گفتند: اموال را تلف مى نمائى و اسراف مى کنى .
در مدت یکسال ، او را چیزى ندادند، چون یکسال بگذشت گفتند: او از ندارى رنج بسیار دیده ، حالا بعد از این ممنوعیت در خرج کردن اموال معتدل و زیاده روى نمى کند.
یک رمه شتر را به او دادند تا از آن استفاده ببرد. در همان وقت زنى از (هوزان ) که قبیله اى بزرگ بود، به خدمت مادر حاتم آمده و طبق گذشته از او اطعام و اکرام طلب کرد.
مادر حاتم همه آن رمه شتر را به او بخشید و گفت : در این مدت (یکسال ) رنج و بى مالى کشیدم ، با خود عهد کردم هر چه بدست آوردم آنرا به صدقه به سائلان و مستحقان و محرومان عطا کنم
« أنَّ اللهَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ (هر آینه خداوند به هر چیز، داناست.
علم حضرت احدیت اضافه بر ذات او نیست بلکه عین ذات اوست، لذا خداوند، اموری را که مخلوقات، توان درک آنها را ندارند درک می کند و چیزی از او پنهان نبوده و نیست و هیچ مانعی او را از فهم و ادراک مطالب عاجز نمی گرداند ولی برای مخلوق چنین ناتوانی و عجزی وجود دارد.
خواص:
1- برای برخوردار شدن از علم اشراقی( علمی که اکتسابی نیست) در هر روز 150 مرتبه « یا علیم» خوانده شود. بهترین وقت برای گفتن این ذکر، هنگام سحر می باشد و حداقل تعداد این ذکر 10 مرتبه در روز است. العِلمُ نُورٌ یَقذِفُهُ اللهُ فی قَلبِ مَن یَشاءُ. ( دانش حقیقی، نوری است که خداوند پرتو آن را در دل هر کس که بخواهد می افکند. )
وَ اللهُ بِما تَعمَلُونَ خَبیرٌ (همانا خدا بدانچه می کند داناست.
خبیر به عالمی اطلاق می شود که به باطن همه اشیاء علم دارد و واقف به کلیه امور مخلوقات است.
خواص:
1- جهت راه یافتن به امری پنهانی هر روز 100 مرتبه ذکر « یا خبیر» گفته شود.
2- برای پی بردن به یک امر نهان- حتی امور برزخی و اطلاع پیدا کردن از حضرت مهدی( عج) – 812 مرتبه ذکر« یا خبیر» خوانده شود.
وَ اللهُ غَفُورٌ حَلیمٌ (و خدا، آمرزنده و بردبار است.
خداوند، حلیم است. یعنی در مجازات تبهکاران تعجیل( شتاب) روا نمی دارد و در مقابل جهالت بندگان، بسیار صبور است.
خواص:
برای پیدا کردن آرامش، بردباری و صبر در مقابل مشکلات، افراد و غیره در هر روز 88 مرتبه ذکر« یا حلیم» خوانده شود
واللهُ مُحیطٌ بِالکافِرینَ
ترجمه : و خدا بر کافران احاطه دارد.
محیط به کسی اطلاق می شود که بر تمام ممکنات( یعنی موجودات) احاطه دارد.
1- هنگام طلب علم، برای توانایی فوق العاده پیـــــــــــــــــــــدا کردن در یادگیری و حفظ دانش( علمی که ممنوعیت شرعی نداشته باشد) در هر روز 67 مرتبه ذکر « یا محیط» خوانده شود.
اللهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا
خدا یار اهل ایمان است.
ولایت، به معنی دوستی و محــــــــــــــبت می باشد. خدا نسبت به اهل ایمان محبت دارد( محبت تشریعی) و نیز به معنی یار می باشد، خدا یاری کننده اهل ایمان ( اهل بیت ع) است.
ولایت به معنی حکومت است و خداوند متعال بر تمام موجودات حکومت می کند لذا حکومت و ولایت مطلقه از آن خداست و مظهر ولایت، محمد(ص) و آل محمد(ص) و جانشینان بر حق آنان می باشند.
خواص:
1- برای جا گرفتن محبت خود و زیاد شدن آن در دل دیگری، مانند حضرت ولی عصر(عج)، در هر روز 46 مرتبه ذکر « یا ولی » خوانده شود.
2- برای مصون ماندن خانه در مقابل سیل، زلزله، دزد و بلایای دیگر اسم « یا ولی» را روی سطح داخلی ظرفی نوشته بعد داخل آن آب ریخته و در پای ارکان خانه بریزند.
مکاشفه حالتی است بین خواب و بیداری - نه آن که فقط قبل از خوابیدن باشد- و شخصی که مکاشفه برایش اتفاق می افتد چیزهایی را می بیند که مربوط به حواس ظاهری نیستند؛ بلکه به ادراکات روحی و معنوی او برمی گردند.
همان گونه که انسان وقتی خوابی می بیند، این دیدن و شنیدن در خواب، با چشم و گوش ظاهری نیست. فرقی که مکاشفه با خواب دارد این است که، شخص خواب، حواس ظاهری اش چیزی را درک نمی کنند؛ اما در مکاشفه، ضمن این که روح مشغول درک حقایق است، در همان زمان گوش ظاهری، صداهای اطراف را هم می شنود.
حال اگر روح با قدرت و تمرکز بیشتری عمل کند و در هنگام ادراک مطالب، چشم انسان نیز باز باشد این حالت را مشاهده می نامند.
این حالات غالباً نشان دهنده آن است که، شخص نسبت به چیزی که در مکاشفه یا مشاهده دیده است علاقه زیادی دارد و به خاطر انقطاع از دیگران و اطراف خود، چنین حالتی را به طور موقت یا دائم بدست آورده است
هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ (اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور، عالم و داناست. )
باطن هر چیز تا به مرحله ظهور نرسد محسوس نیست. مثل باطن و استعداد دانه ای که تا نروید و ظهور پیدا نکند دیده نمی شود.
کثرت در ظاهر است و وحدت در باطن. درخت، یکی است و ظهور میوه ها، ظهور کثرت است از درخت.
کثرتها بستگی به یکتایی حضرت حق دارند، وحدت یعنی یکتا بودن خالق، کثرت در لباس وحدت ظهور می کند، کثرت در ظاهر است و وحدت در باطن. علم تمام کثرتها در باطن و نزد صاحب ولایت کلیّه اِلهیّه است که امروز وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد. لذا امیرالمومنین(ع) فرمودند: « از اول تا آخر دنیا من تمام شیعیان و دشمنانم را می شناسم.»
امام صادق(ع) نیز می فرمایند: « ما اهل بیت، شیعیانمان را می شناسیم آنچنان که مردی اهل خانه اش را می شناسد.»
باطن شناسی علمی است که خداوند به هر که بخواهد اعطاء می کند البته تا نفس مزکّی نباشد باطن شناسی میّسر نیست یعنی نفس انسان باید واجد فضائل اخلاق و فاقد رذائل آن شده باشد تا لایق این عطیه خداوندی گردد.
ذات اقدس احدیت در خفاء و ظهور، کمال دارد. او در ذات و صفات یکتاست. خورشید، یکی است ولی ظهور و تابش نور آن کثرت دارد. موجودات به نور خورشید دیده می شوند ولی کثرت موجودات دلیل بر وجود چند خورشید برای دیدن آنها نیست.
بعضی موجودات کثرتشان باعث خفای آنها می شود. مثل خود خورشید. کثرت نور خورشید در روز، به علت روشن بودن همه جا باعث غفلت از وجود خودش می شود لذا هیچ کس نمی گوید من فلان چیز را به نور خورشید می بینم، بلکه می گوید فلان شیء را می بینم. همچنان که نور آفتاب نشانه وجود خورشید است، وجود کلیه ممکنات نشانه وجود خداست. از اثر پی به موثر و از مصنوع پی به صانع می توان برد و کمال صنع خدا در وجود محمد(ص) و آل محمد(ع) به ظهور رسیده که مظاهر تامّه صفات خدایند و ما خدا را به آنها می شناسیم.
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
لذا امیرالمومنین(ع) می فرمایند:
« أنا الظّاهِرُ، أنا الباطِنُ، أنا اأوَّلُ، إنا الآخِرُ» (من ظاهر هستم، من باطن هستم، من اول هستم، من آخر هستم.)
علی (ع) محل ظهور صفت قدرت و علم خداست، لذا علی(ع) عین الله، اذن الله و یدالله می شود. و امام حسین(ع) ثارالله می شود و اما شناخت محمد(ص) و آل محمد(ع) نسبت به خدا، از صانع به مصنوع است یعنی برای ایشان، وجود خداوند دلیل بر وجود ممکنات است، نه وجود ممکنات دلیل بر وجود خدا، و این عالی ترین مرحله توحید و خداشناسی و همان توحید شهودی است که مختص به این چهارده نور پاک می باشد، لذا در نزد ایشان، ذات خدا بر وجود خدا دلیل است و اینان نیاز به برهان و دلیل دیگری بر اثبات صانع ندارند؛ چنانچه امیرالمومنین(ع) می فرمایند:
« یا مَن دَلَّ عَلی ذاتِهِ» (ای آن که راهنمایی کند به وجود خود به وسیله ذات خودش.) و یا در جواب این که آیا شما خدا را به پیغمبر(ص) می شناسید یا پیغمبر(ص) را به خدا؟ می فرمایند: پیغمبر(ص) را به خدا می شناسم.
خواص:
1- جهت پی بردن به ضمائر و معانی موجود در قلب اشخاص، مداومت شود بر ذکر « یا باطن» به تعداد 62 مرتبه.
2- جهت دفع دشمن سر سخت 62 مرتبه ذکر « یا باطن» گفته شود.
بدان که باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلتبکارى و غرس کنى. اینجا را دریاب، اینجا جاى تجارت و کسب و کار است; و وقت هم خیلى کم است. وقتخیلى کم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش» ; یعنى شتران تشنه را مىبینید که وقتى چشمشان به نهر آب افتاد چگونه مىکوشند و مىشتابند و از یکدیگر سبقت مىگیرند که خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى که گنجهاى رحماناند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات که قرآن و عترت است. وقتخیلى کم است و ما خیلى کار داریم. امروز و فردا نکنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اکثر مردم به علت تسویف، به کیفر اعمال بد اینجاى خودشان مبتلا شدهاند .» تسویف یعنى سوف سوف کردن، یعنى امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال دیگر کردن.
وقت نیست، و باید به جد بکوشیم تا خودمان را درستبسازیم.
انسان دو دهان دارد: یکى گوش که دهان روح او است و دیگر دهان که دهان تن او است. این دو دهان خیلى محترماند. انسان باید خیلى مواظب آنها باشد. یعنى باید صادرات و واردات این دهنها را خیلى مراقب باشد. آنهایىکه هرزه خوراک مىشوند، هرزه کار مىگردند. کسانى که هرزه شنو مىشوند، هرزه گو مىگردند.
وقتى واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و کثیف مىشود. یعنى قلم او هرزه و نوشتههایش زهرآگین خواهد داشت. حضرت وصى، امیرالمؤمنین، علیه السلام فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بىنیاز نیست و آبها گوناگوناند. هر آبى که پاک است، آن نبات هم پاک و میوهاش شیرین خواهد بود; و هر آبى که پلید است، آن نبات هم پلید و میوه او تلخ است.*
خود عمل، حاکى است که از چه آبى روییده شده است
ابوذر از پیامبر(ص) نقل کرد که حضرتش فرمود: ۱-اگر من وعلی نبودییم خدا شــــــــناخته نمی شد. ۲- اگر من وعلی نبودیم,کسی خـــــــداوند را عبادت نمی کرد٣ –اگر من وعلی نبودیم ثواب وعذابی نبود۴- بین علی وخدا هیچ حجابی وجود نــــــــدارد ,وهیچ مانعی جلو اورا نگرفته اســـت,او خود واسطه بین خداوخلق اوست
وَ ان تَوَلَّوا فَاعلَمُوا أنَّ اللهَ مَولیکُم نِعمَ المَولی وَ نِعمَ النَّصیرُ
ترجمه: و اگر آن کافران به دین خدا پشت کرده اند، شما مومنان غم مخورید و بدانید که خدا سرپرست شماست؛ چه خوب سرپرستی! و چه خوب یاوری!
خواص:
1-جهت رفع حاجات هر روز 350 مرتبه ذکر« نعم المولی و نعم النصیر» خوانده شود.
2- به جهت دفع خصم و غالب شدن به دشمن، هنگام بروز خطر از جانب آن بر خواندن این اسم به تعداد 350 مرتبه در هر روز مداومت شود و برای گرفتن نتیجه سریعتر، روز جمعه بعد از طلوع آفتاب خدا را به این اسم بخوانید. ( به همین تعداد)
إنَّ اللهَ قَوِّیٌ شَدیدُ العِقابِ - همانا خدا توانا و سخت کیفر است.
قدرت و قوت را غالباً توانایی معـتنا می کنند. خداوند متعال، قوی است و قدرت او عین ذات اوست نه اضافه بر ذات؛ یعنی خداوند، قادر به ذات است نه قادر به قدرت؛ چون قدرت خدا ذاتی است نمی توان گفت که خدا هست ولی قدرت ندارد، لذا در دعای عدیله این گونه می خوانیم: کانَ قَویّاً قَبلَ وُجودِ القُدرَةِ وَ القُوَّةِ
ترجمه: قوی بود خداوند قبل از آن که قدرت را خلق کند.
خدا، خالق قدرت و توانبخش موجودات و قوی مطلق است و تمام ممکنات واجد صفت ضعفند« لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الاّ بِاللهِ».
خواص:
برای سرنگون کردن دشمن، مقداری آرد را خمیر کرده و تعداد 1000 گلوله به اندازه فندق از آن تهیه کنند. در حین ساخت گلوله ها به هر گلوله یک مرتبه ذکر « القوی» بخوانند و تدریجاً آنها را به یک یا چند پرنده حلال گوشت در یک یا چند روز بدهند تا آن را بخورند.
فرمود: ((چون مرد گناه کند، از نماز شب مــــــــــحروم گردد و عمل زشت ، از چاقویى که در گوشت فرو رود، سریعــــــتر در کسى که مرتکب آن شده ، فرو مى رود)).
شخصى نزد امیر مؤ منان علیه الســـــــلام آمد و گفت : اى امیرمؤ منان ! از نماز شب محروم شده ام .
حضرت فرمود: گناهانت تو را مقیّد کرده و دست و پایت را بسته اند.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار چیز پناه نمی برد؟
در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده ، چگونه به ذکر حسبنا الله و نعم الوکیل پناه نمی برد؛ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر یاد شده فرمود: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت ) و چیزی زائد بر آن (سود در تجارت ) بازگشتند و هیچگونه بدی به آنان نرسید.
و در شگفتم برای کسی که اندوهگین است، چگونه به ذکر« لا اله الا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین » پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود:
پس ما (یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده ) از اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤ منین را نجات می بخشیم .
و در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده ، چگونه به ذکر« اُفوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد » پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود:
پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده ) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت .
و در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست، چگونه به ذکر« ما شاءالله لا قوة الا بالله » پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل بعد از ذکر یاد شده (از زبان مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از آن نعمــــــــتها بهره مند بود) فرمود:
اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی پس امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد... »
قرآن کریم سرچشمه بزرگی از کلمات زیبا است که فهم معانی آن نیاز به ورزیدگی و اندیشه عمیق دارد تا سد احتمالات
ممکن گردد، بنابراین، شناخت «وجوه» و معناهای احتمالی یک ضرورت تفسیری به شمار میرود.
اصولاً «وجوه» به معناهای احتمالی گفته میشود.بنابراین، اگر برای لفظ یا عبارتی چند معنا احتمال رود، این معناها را وجوه گویند.در این میان، یکی از واژههای قرآن که معناهای مختلفی در قرآن دارد، کلمه «ذکر» است که در چند معنی به کار میرود؛ مقاله زیر به بررسی آن میپردازد.
«ذکر» یاد کردن و یادآوری است، خواه با زبان باشد و یا با قلب.«ذکر» را همچنین به معنای حفظ چیزی و در مقابل «نسیان» به معنی فراموشی دانستهاند، «تذکر» نیز به معنای یادآوری است.
ذکر را میتوان به جوارحی، زبانی، جلی، خفی و قلبی تقسیم کرد.
در قرآن کریم«ذکر» معناهای گوناگون و ویژه خود را دارد؛یعنی تنها به معنی یادآوری کردن و یاد کردن به کار نمیرود، بلکه اگر در معانی ایات الهی بیشتر اندیشه کنیم، میتوانیم به وجوه بیست گانه ذکر، این چنین اشاره کنیم:
1.یاد کردن به زبان فاذکروا الله کذکرکم آباءکم؛پس خداوند را یاد کنید، همچنان که از پدرانتان یاد میکنید ؛(سوره بقره، ایه 200)
2.یاد کردن در دل ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم؛خدا را یاد کردند، پس برای گناهانشان درخواست آمرزش نمودند ؛(سوره آل عمران، ایه 135)
3. حفظ کردن واذکروا ما فیه؛و آنچه در آن است، حفظ کنید ؛(سوره بقره، ایه 63)
4.طاعت و پاداش فاذکرونی اذکرکم؛پس از من پیروی کنید، تا من نیز به شما پاداش دهم ؛ (سوره بقره، ایه 152)
5.نمازهای پنج گانه فاذا اَمنتم فاذکروا الله؛پس هر گاه امنیت یافتید، خدا را یاد کنید(نماز را بر پای دارید) ؛(سوره بقره، ایه 239)
6.موعظه وذکّر فانّ الذّکری تنفع المؤمنین؛و موعظه کن که موعظه(به مؤمنین سود میرساند) ؛(سوره ذاریات، ایه 55)
7.بیان او عجبتم أن جاءکم ذکر من ربکم؛ایا تعجب کردید که بیانی از سوی پروردگارتان آمد ؛ (سوره اعراف، ایه 69)
8.تعریف کردن اذکرنی عند ربک؛مرا به نزد اربابت متذکر شو؛از حسن و خوبیها من برایش تعریف کن ؛(سوره یوسف، ایه 42)
9.قرآن و من اعرض عن ذکری؛و هر آن که از ذکر من (قرآن) روی گرداند… ؛(ســـوره طه، ایه 124)
10.تورات فاسئلوا اهل الذّکر؛پس از اهل تورات بپرسند ؛(سوره نحل، ایه 43)
11.خبر ساتلوا علیکم منه ذکراً؛به زودی، از آن قضیه برایتان خبری میآورم ؛(سوره کهف، ایه 83)
12.شرف و انّه لذکر لک؛و به تحقیق که این شرافتی برای تو است ؛(سوره زخرف، ایه 44)
13.مسخره کردن: اهذا الذی یذکر ءالهتکم؛ایا این همان کسی است که خدایان شما را مسخره میکند ؛(سوره انبیاء، ایه 36)
14.لوح محفوظ: من بعد الذّکر؛پس از لوح محفوظ ؛(سوره انبیا، ایه 105)
15.ثناگویی: و ذکر الله کثیراً؛و خداوند را بسیار ثنا میگوید ؛(سوره احزاب، ایه 21)
16.وحی: فالتالیات ذکرا؛پس فرشتگانی که وحی را تلاوت میکنند ؛(سوره صـــــافات، ایه 3)
17.رسول: قد انزل الله الیکم ذکراً.رسولاً یتلوا علیکم ایات الله؛به تحقیق، خداوند به سوی شما پیامبری فرستاد که بر شما ایات او را میخواند ؛(سوره طلاق، ایات 10 و 11)
18.نماز: ولذکر الله اکبر؛و به تحقیق که ذکر خدا(نماز) بالاتر است ؛(سوره عنکبـــــــوت، ایه 45)
19.نماز جمعه: فاسعوا إلی ذکر الله؛پس بشتابید به سوی نماز جمعه ؛(ســوره جمعه، ایه 9)
20.نماز عصر: عن ذکر ربی؛ازیاد پروردگارم(نماز عصر) ؛(سوره ص، ایه 32)
منبع: مجله بشارت
یکى از اقوام امام سجاد علیه السلام ، نزد حضرتش آمد و شروع به ناسزا گفتن کرد. حضرت در جواب او چیزى نفرمودند چون از مجلس آن شخص برفت ، حضرت به اهل مجلس خود فرمود: شنیدید آنچه را که این شخص گفت الان دوست دارم که با من بیایید و برویم نزد او تا جواب مرا از دشنام او بشنوید.
آنان گفتند: ما همراه شما مى آییم و دوست داشتیم که جواب او را مى دادى . حضرت حرکت کردند و این آیه شریفه را مى خواندند: آنان که خشم خود را فرو نشانند و از بدى مردم در گذرند (نیکو کارند) و خدا دوستدار نکوکاران است .
راوى این قضیه گفت : ما از خواند این آیه فهمیدیم که حضرت به او خوبى خواهد کرد.
پس حضرت آمدند تا منزل آن شخص و او را صدا زدند و فرمودند که به او بگویند على بن الحسین علیه السلام است .
چون آن شخص شنید که حضرت آمده ، گمان کرد حضرت براى جواب گوئى دشنام آمده است !
حضرت تا او را دیدند فرمودند: اى برادر تو نزدم آمدى و مطالبى ناگوار و بد گفتى ، اگر آنچه گفتى از بدى در من است از خداوند مى خواهم که مرا بیامرزد، و اگر آنچه گفتى در من نیست ، خداوند ترا بیامرزد.
آن شخص چون چنین شنید میان دیدگان حضرت را بوسید و گفت : آنچه من گفتم در تو نیست ، و من به این بدى ها سزاوارترم .
عالم بزرگوار (شیخ کاظم سبتى رضوان الله تعالى علیه ) فرمود: یکى از علماى بزرگ و معروف نزد من آمد و فرمود: من از طرف (آقا حضرت عباس (ع )) براى شما پیغامى آورده ام
گفتم : بفرمائید چه پیغامى است من در خدمت شما هستم ؟.
فرمود: من در عالم خواب محضر مقدس با سعادت (حضرت ابوالفضل (ع )) مشرف شدم ، حضرت به من فرمود: به (شیخ کاظم سبتى ) بگو: چرا این مصیبت را نمى خوانى ؟ از این به بعد این مصیبت را هم بخوان ، و آن اینستکه (هر وقت سوار کارى از پشت اسب بزمین مى افتد در وقت افتادن دستهاى خود را مثل سپر قرار میدهد و دستهایش را اول به زمین مى رساند تا وقت افتادن دست حائل شود و سوار کار با صورت به زمین نیفتد.
چه حالى خواهد داشت آن کسى که سینه اش مورد هدف تیرها قرار گرفته باشد و دستهایش را هم بریده و با گرز آهنین بر سرش زده باشند و امیدش نیز از رساندن آب به خیام حرم قطع کرده باشند و با صورت به زمین افتد.
زمان (مرحوم علامه بحرالعلوم رضوان الله تعالى علیه ،) قبر مقدس حضرت ابوالفضل العباس (ع ) خراب شد. به (علامه بحرالعلوم) خبر دادند که قبر مقدّس (حضرت عباس (ع )) دارد خراب مى شود، (علامه بحرالعلوم ) دستور داد تا قبر شریف ترمیم و تعمیر شود.
بنا بر این شد که روز معین به اتفاق استاد بناء به سرداب مقدس بروند و قبر را تجدید عمارت کنند.
در روز مقرر علامه همراه استاد بنا وارد سرداب و زیر زمین شدند.
معمار نگاهى بقبر و نگاهى به علامه کرد و گفت : آقا اجازه مى فرمائید سؤ الى بکنم ؟
فرمود: بپرس ؟
استاد بناء گفت : (ما تا حالا خوانده و شنیده بودیم (مولاناالعباس (ع )) اندامى موزون و رشید و قد بلند و چهارشانه داشته ، بطورى که وقتى سوار بر اسب مى شده زانوهایش برابر گوشهاى اسب قرار مى گرفته .
پس بنابر این باید قبر مقدس هم بزرگ و طولانى باشد، ولى من مى بینم صورت قبر کوچک است ؟)
آیا شنیده هاى من دروغ است ، یا کوچکى قبر علت خاصى دارد؟!
(علامه بحرالعلوم )بجاى جواب سر بدیوار گذاشت و سخت گریه کرد.
گریه طولانى علامه ، معمار را نگران و ناراحت و مضطرب نمود و عرضه داشت : آقاى من چرا گریان و اندوهناک شدید و سرشک غم از دیدگان فرو میریزید؟!
مگر من چه گفتم ، آیا از سؤ الى که من کردم تاثرى بر شما روى آورده ؟
علامه فرمود: استاد بناء پرسش تو دل مرا بدرد آورد. چون شنیده هاى تو درست و صحیح است ،امّا من بیاد مصائب و دردهاى وارده بر عمویم عباس (ع ) افتادم .
(آرى عباس بن على (ع ) اندامى رشید و قد و قامتى بلند داشت ، و لیکن بقدرى ضربت شمشیر و تبرهاى دلسوز و گرزها و نیزه ها بر بدن ، نازنین او وارد کردند که بدنش را قطعه قطعه نمودند و آن اندام رشید بقطعات خونین تبدیل شد.
آیا انتظار دارى بدن پاره پاره (حضرت عباس (ع )) که بوسیله (حضرت امام سجاد (ع )) جمع آورى و دفن شد قبرى بزرگتر از این قبر داشته باشد؟!
| نیستم لایق کنم مدح و ثنایت یا ابوالفضل |
| از ازل مدح تو را گفته خدایت یا ابوالفضل |
| اى که خورشید لقایت کرده عالم را منوّر |
| ذرّه کى بتوان کند وصف ثنایت یا ابوالفضل |
| مصطفى را جان نثارى مرتضى را یادگارى |
| جان من جان جهان بادا فدایت یا ابوالفضل |
(هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ )اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور، عالم و داناست.
هر موجودی را آخری است، آخر بلا آخر ذات اقدس احدیت است. خداوند متعال بعد از فنای تمام ممکنات، باقی است: الحَمدُ لله الباقی بَعدَ فَناءِ کُلِّ شَیءٍ
خواص:
1- برای کسی که خواستار حسن عاقبت است گفتن 801 مرتبه ذکر « یا آخر» نافع می باشد. ( لازم نیست هر روز این ذکر خوانده شود).
2- برای دفع دشمن قدرتمندی که توانایی دفع آن نیست گفتن 801 مرتبه ذکر« یا آخر» مجرب است.
(هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ والباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ )اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور، عالم و داناست.
معنای اولیت، ازلیت است. تمام مخلوقات، حادثند و مسبوق به عدم. مخلوقات و ممکنات ابتدا و انتها دارند اما حضرت خداوند مبدع ( خالق)، ازلی است. همان طور که در حدیث شریف آمده است:
کانَ اللهُ وَ لا شَیءَ غَیرَهُ )خداوند بود هیچ چیز دیگری جز او نبود.
خواص:
1- برای کسب اطلاع از غایبی که به دنبال او باشند، مثلاً زیارت امام زمان(ع)، 40 شب جمعه در هر شب 1000 مرتبه ذکر یا « یا اول» خوانده شود( در یک مجلس)
2- برای برکت پیدا کردن مال، کار و کسب، وقت و ...، روزی 37 مرتبه ذکر « یا اول» خوانده شود.( تعداد وسیط این اسم 10 مرتبه و صغیر آن 1 مرتبه می باشد.)
(وَ یَبقی وَجهُ رَبِّکَ ذُوالجَلالِ وَ الإکرام )و باقی ماند ذات پروردگارت که صاحب بزرگی و شوکت مطلق است.
صاحب جلال( ذوالجلال) به کسی اطلاق می شود که تمام نعمات از اوست و صاحب غنای مطلق است. صاحب نعمت، کریم و بزرگوار نیز می باشد.
خواص:
1- به جهت رفع گرفتاریهای دشوار که در آن درمانده شده اند، 21 مرتبه گفتن ذکر « یا ذَاالجلال و الاکرام» نافع است.
2- مداومت بر این اسم باعث انقطاع از ما سِوَی الله است و درخواست حوائج از غیر خدا و اهل بیت(ع) از کس دیگری منفعت حقیقی نخواهد داشت.
3- مدامت بر این اسم، باعث پیدا کردن بزرگی و حشمت است در بین مردم.
4- به جهت استجابت دعا، آن را با« یا ذالجلال والاکرام» ختم نمایید.
5- به جهت برآورده شدن حوائج، مداومت بر ذکر « یا ذالجلال و الاکرام» به تعداد حداقل 9 مرتبه در روز فراموش نشود.
(وَ یَبقی وَجهُ رَبِّکَ ذُو الجَلالِ وَالاکرامِ )و ذات خدای منعم و با جلال و عظمت، زنده ابدی است.
فنا، ضد بقاست. ازلیت، خاص ذات اقدس احدیت است. از سوی دیگر ابدیت نیز تنها به ذات حضرت حق اختصاص دارد و تنها خداست که باقی و پاینده جاوید است. موجودی که مسبوق به عدم است، ابدی نیست. ممکنی که ابدی است، باقیست به بقای خدا و اراده خدا تعلق گرفته است به بقای او. خداوند متعال، برای محمد(ص) و آل محمد(ع)، اراده بقا فرموده است و ایشان، باقی به بقای خدا هستند.
خواص:
به جهت طولانی شدن عمر همراه با طاعت خدا در هر روز 113 مرتبه ذکر« یا باقی» خوانده شود.
إنَّ رَبّی رَحیمٌ وَدودٌ (همانا پروردگار من مهربانی است دوستدار.)
خداوند، همه مخلوقات را دوست می دارد، چرا که سبب خلقت مخلوقات محبت ذات است به ذات: کُنتُ کَنزاً مَخفِیّاً فَأحبَبتُ أن أُعرَفَ فَخَلَقتُ الخَلقَ لِکَی أُعرَفَ.
خواص:
1- جهت باز شدن تمام گره ها و رفع مشکلات در هر روز 77 مرتبه ذکر« الودود» خوانده شود.
إنَّهُ حَمیدٌ مَجیدٌ )خدا بسیار ستوده صفات و بزرگوار است.( (7)
المَجیدُ مَعناهُ الکَریمُ العَزیزُ و از این جاست قول خداوند تبارک و تعالی :
بَل هُوَ قُرآنٌ مَجیدٌ (بلکه آنچه تکذیب کردند قرآن مجید است.)
قرآن مجید یعنی: کتاب کریم، شریف، بزرگوار و عزیز قرآن و مجید در لغت، یعنی دارای شرف و بزرگواری.
خواص:
1- جهت رفع و دفع ذلت و خواری و تبدیل آن به عزت در هر روز 99 مرتبه ذکر« المجید» خوانده و به خود دمیده شود.
2- مداومت بر اسم « المجید» موجب شفای هر دردی است.
3- مواظبت بر این اسم در خلوت، بر نور دل می افزاید.
(إنَّ رَبّی قَریبٌ مُجیبٌ )همانا خدا به همه نزدیک است و دعای خلق را می شنود و اجابت می کند
خواص:
1- جهت رفع حوائج مهم ( یک یا چند حاجت)، کمی بعد از طلوع آفتاب روز جمعه یا در صورت موفق نشدن، بعد از نماز ظهر و عصر روز جمعه، 1001 مرتبه خواندن اسم« المجیب» بسیار مجرب است.
2- هر کس 1001 مرتبه « المجیب» بگوید و به درگاه خداوند عرض حاجت نماید، مأیوس نگردد.
3- مداومت بر اسم مبارک « المجیب» فرد را از نکبت و ذلت نگه می دارد.
4- بعضی گفته اند هر کس در آخر هر دعایی 26 مرتبه بگوید « یا سَریعُ یا مُجیبُ» دعایش به اجابت می رسد.
(إنَّ رَبّی عَلی کُلِّ شَیءٍ حَفیظٌ )همانا پروردگار من بر هر چیز نگهبان است.
اسم مبارک « الحفیظ» به معنی حافظ بلکه مبالغه آن اشاره به حفظ تامه و کامل الهی- جل شأنه- می باشد. حفیظ، یعنی آن که خداوند تا زمانی که بقای هر یک از موجودات را مصلحت بداند حافظ و نگاهدارنده آن از تلف شدن و فساد است و این حفاظت، دائمی و مداوم است و محدود به مقطع خلق مخلوق نیست، زیرا محدثات همچنان که در حدوث خود به علت محدثه نیازمندند، به همان گونه در بقای خویش نیز به علت مبقیه نیازمندند و حفیظ بر تمام ممکنات احاطه و عنایت کامله دارد.
خواص:
1- جهت نجات از شر شیطان و وساوس اجنه، بر خواندن اسم « الحفیظ» مداومت نمایند که مجربست.
2- جهت نجات از زندگی نکبت بار، نوشتن اسم « الحفیظ» و بستن آن به بازو موثر است.
3- مداومت بر خواندن اسم« الحفیظ» در جایی که مار و عقرب زیاد است مفید می باشد.
4- برای جلوگیری از سقط شدن بچه در دوران حاملگی و یا مردن آن بعد از تولد، اسم « الحفیظ» روی نقره کنده شود و همراه مادرة( قبل از فارغ شدن) و یا همراه بچه بعد از تولد قرار داده شود.
5- مداومت بر این اسم برای کسی که از مواضع خطر بیمناک است، نافع و سریع الجابت می باشد و ذاکر این اسم، پیوسته از غرق و سوختن و سایر مهلکات و موذیات زمینی و دریایی- بإذن الله- محفوظ است.
6- هر کس این اسم را بعد از نماز( صبح، ظهر یا عصر) روز جمعه 998 مرتبه با خط باریک و ریز روی کاغذ بنویسد و بر بازو بندد، از وساوس شیطان و خوف سلطان و بیم مار و عقرب و خیالات فاسده در امان حضرت سبحان خواهد بود.