اهل بيـــــتبرای سلامتی امام زمان(عج) صلوات |
||
شنبه : یا رب العالمین
یکشنبه : یا ذوالجلال و الاکرام
دوشنبه : یا قاضی الحاجات
سه شنبه : یا ارحم الراحمین
چهارشنبه : یا حی یا قیوم
پنجشنبه : لا اله الا الله الملک الحق المبین
جمعه : اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
واللهُ واسِعٌ عَلیمٌ،(خدا به حقیقت، توانگر و داناست.)
واسع، آن غنی مطلق است که فقر را برطرف می کند و تمام حاجات را برآورده می کند و به رزق، وسعت می بخشد.
خواص:
1- برای وسعت رزق در هر روز 137 مرتبه ذکر« یا واسع» خوانده شود.
2- برای وسعت پیدا کردن علم در هر روز 137 مرتبه ذکر« یا واسع» خوانده شود.
3- برای رفع خوف و ترس دل در هر روز 137 مرتبه ذکر« یا واسع» خوانده شود.
انَّکَ انتَ العَلیمُ الحَکیمُ ( (خداوندا!) همانا تو دانا و حکیمی. )
حکیم به ذاتی اطلاق می شود که قول و فعلش از سر حکمت و راستی است؛ ظاهر و باطن اشیاء را می داند و بر اساس حکمت و مصلحت عمل می کند.
خواص:
1- برای باز شدن دریچه ای از حکمت به عالم قلب و دل، بعد از نیمه شب 87 مرتبه ذکر« یا حکیم» گفته شود.
2- برای پیدا کردن گمشده یا معلوم شدن مجهولی بر ذکر « یا حکیم» در طی شبانه روز مداومت شود.
« أنَّ اللهَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ (هر آینه خداوند به هر چیز، داناست.
علم حضرت احدیت اضافه بر ذات او نیست بلکه عین ذات اوست، لذا خداوند، اموری را که مخلوقات، توان درک آنها را ندارند درک می کند و چیزی از او پنهان نبوده و نیست و هیچ مانعی او را از فهم و ادراک مطالب عاجز نمی گرداند ولی برای مخلوق چنین ناتوانی و عجزی وجود دارد.
خواص:
1- برای برخوردار شدن از علم اشراقی( علمی که اکتسابی نیست) در هر روز 150 مرتبه « یا علیم» خوانده شود. بهترین وقت برای گفتن این ذکر، هنگام سحر می باشد و حداقل تعداد این ذکر 10 مرتبه در روز است. العِلمُ نُورٌ یَقذِفُهُ اللهُ فی قَلبِ مَن یَشاءُ. ( دانش حقیقی، نوری است که خداوند پرتو آن را در دل هر کس که بخواهد می افکند. )
وَ اللهُ بِما تَعمَلُونَ خَبیرٌ (همانا خدا بدانچه می کند داناست.
خبیر به عالمی اطلاق می شود که به باطن همه اشیاء علم دارد و واقف به کلیه امور مخلوقات است.
خواص:
1- جهت راه یافتن به امری پنهانی هر روز 100 مرتبه ذکر « یا خبیر» گفته شود.
2- برای پی بردن به یک امر نهان- حتی امور برزخی و اطلاع پیدا کردن از حضرت مهدی( عج) – 812 مرتبه ذکر« یا خبیر» خوانده شود.
وَ اللهُ غَفُورٌ حَلیمٌ (و خدا، آمرزنده و بردبار است.
خداوند، حلیم است. یعنی در مجازات تبهکاران تعجیل( شتاب) روا نمی دارد و در مقابل جهالت بندگان، بسیار صبور است.
خواص:
برای پیدا کردن آرامش، بردباری و صبر در مقابل مشکلات، افراد و غیره در هر روز 88 مرتبه ذکر« یا حلیم» خوانده شود
اللهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا
خدا یار اهل ایمان است.
ولایت، به معنی دوستی و محــــــــــــــبت می باشد. خدا نسبت به اهل ایمان محبت دارد( محبت تشریعی) و نیز به معنی یار می باشد، خدا یاری کننده اهل ایمان ( اهل بیت ع) است.
ولایت به معنی حکومت است و خداوند متعال بر تمام موجودات حکومت می کند لذا حکومت و ولایت مطلقه از آن خداست و مظهر ولایت، محمد(ص) و آل محمد(ص) و جانشینان بر حق آنان می باشند.
خواص:
1- برای جا گرفتن محبت خود و زیاد شدن آن در دل دیگری، مانند حضرت ولی عصر(عج)، در هر روز 46 مرتبه ذکر « یا ولی » خوانده شود.
2- برای مصون ماندن خانه در مقابل سیل، زلزله، دزد و بلایای دیگر اسم « یا ولی» را روی سطح داخلی ظرفی نوشته بعد داخل آن آب ریخته و در پای ارکان خانه بریزند.
واللهُ مُحیطٌ بِالکافِرینَ
ترجمه : و خدا بر کافران احاطه دارد.
محیط به کسی اطلاق می شود که بر تمام ممکنات( یعنی موجودات) احاطه دارد.
1- هنگام طلب علم، برای توانایی فوق العاده پیـــــــــــــــــــــدا کردن در یادگیری و حفظ دانش( علمی که ممنوعیت شرعی نداشته باشد) در هر روز 67 مرتبه ذکر « یا محیط» خوانده شود.
هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ (اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور، عالم و داناست. )
باطن هر چیز تا به مرحله ظهور نرسد محسوس نیست. مثل باطن و استعداد دانه ای که تا نروید و ظهور پیدا نکند دیده نمی شود.
کثرت در ظاهر است و وحدت در باطن. درخت، یکی است و ظهور میوه ها، ظهور کثرت است از درخت.
کثرتها بستگی به یکتایی حضرت حق دارند، وحدت یعنی یکتا بودن خالق، کثرت در لباس وحدت ظهور می کند، کثرت در ظاهر است و وحدت در باطن. علم تمام کثرتها در باطن و نزد صاحب ولایت کلیّه اِلهیّه است که امروز وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد. لذا امیرالمومنین(ع) فرمودند: « از اول تا آخر دنیا من تمام شیعیان و دشمنانم را می شناسم.»
امام صادق(ع) نیز می فرمایند: « ما اهل بیت، شیعیانمان را می شناسیم آنچنان که مردی اهل خانه اش را می شناسد.»
باطن شناسی علمی است که خداوند به هر که بخواهد اعطاء می کند البته تا نفس مزکّی نباشد باطن شناسی میّسر نیست یعنی نفس انسان باید واجد فضائل اخلاق و فاقد رذائل آن شده باشد تا لایق این عطیه خداوندی گردد.
ذات اقدس احدیت در خفاء و ظهور، کمال دارد. او در ذات و صفات یکتاست. خورشید، یکی است ولی ظهور و تابش نور آن کثرت دارد. موجودات به نور خورشید دیده می شوند ولی کثرت موجودات دلیل بر وجود چند خورشید برای دیدن آنها نیست.
بعضی موجودات کثرتشان باعث خفای آنها می شود. مثل خود خورشید. کثرت نور خورشید در روز، به علت روشن بودن همه جا باعث غفلت از وجود خودش می شود لذا هیچ کس نمی گوید من فلان چیز را به نور خورشید می بینم، بلکه می گوید فلان شیء را می بینم. همچنان که نور آفتاب نشانه وجود خورشید است، وجود کلیه ممکنات نشانه وجود خداست. از اثر پی به موثر و از مصنوع پی به صانع می توان برد و کمال صنع خدا در وجود محمد(ص) و آل محمد(ع) به ظهور رسیده که مظاهر تامّه صفات خدایند و ما خدا را به آنها می شناسیم.
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
لذا امیرالمومنین(ع) می فرمایند:
« أنا الظّاهِرُ، أنا الباطِنُ، أنا اأوَّلُ، إنا الآخِرُ» (من ظاهر هستم، من باطن هستم، من اول هستم، من آخر هستم.)
علی (ع) محل ظهور صفت قدرت و علم خداست، لذا علی(ع) عین الله، اذن الله و یدالله می شود. و امام حسین(ع) ثارالله می شود و اما شناخت محمد(ص) و آل محمد(ع) نسبت به خدا، از صانع به مصنوع است یعنی برای ایشان، وجود خداوند دلیل بر وجود ممکنات است، نه وجود ممکنات دلیل بر وجود خدا، و این عالی ترین مرحله توحید و خداشناسی و همان توحید شهودی است که مختص به این چهارده نور پاک می باشد، لذا در نزد ایشان، ذات خدا بر وجود خدا دلیل است و اینان نیاز به برهان و دلیل دیگری بر اثبات صانع ندارند؛ چنانچه امیرالمومنین(ع) می فرمایند:
« یا مَن دَلَّ عَلی ذاتِهِ» (ای آن که راهنمایی کند به وجود خود به وسیله ذات خودش.) و یا در جواب این که آیا شما خدا را به پیغمبر(ص) می شناسید یا پیغمبر(ص) را به خدا؟ می فرمایند: پیغمبر(ص) را به خدا می شناسم.
خواص:
1- جهت پی بردن به ضمائر و معانی موجود در قلب اشخاص، مداومت شود بر ذکر « یا باطن» به تعداد 62 مرتبه.
2- جهت دفع دشمن سر سخت 62 مرتبه ذکر « یا باطن» گفته شود.
بدان که باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلتبکارى و غرس کنى. اینجا را دریاب، اینجا جاى تجارت و کسب و کار است; و وقت هم خیلى کم است. وقتخیلى کم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش» ; یعنى شتران تشنه را مىبینید که وقتى چشمشان به نهر آب افتاد چگونه مىکوشند و مىشتابند و از یکدیگر سبقت مىگیرند که خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى که گنجهاى رحماناند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات که قرآن و عترت است. وقتخیلى کم است و ما خیلى کار داریم. امروز و فردا نکنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اکثر مردم به علت تسویف، به کیفر اعمال بد اینجاى خودشان مبتلا شدهاند .» تسویف یعنى سوف سوف کردن، یعنى امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال دیگر کردن.
وقت نیست، و باید به جد بکوشیم تا خودمان را درستبسازیم.
انسان دو دهان دارد: یکى گوش که دهان روح او است و دیگر دهان که دهان تن او است. این دو دهان خیلى محترماند. انسان باید خیلى مواظب آنها باشد. یعنى باید صادرات و واردات این دهنها را خیلى مراقب باشد. آنهایىکه هرزه خوراک مىشوند، هرزه کار مىگردند. کسانى که هرزه شنو مىشوند، هرزه گو مىگردند.
وقتى واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و کثیف مىشود. یعنى قلم او هرزه و نوشتههایش زهرآگین خواهد داشت. حضرت وصى، امیرالمؤمنین، علیه السلام فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بىنیاز نیست و آبها گوناگوناند. هر آبى که پاک است، آن نبات هم پاک و میوهاش شیرین خواهد بود; و هر آبى که پلید است، آن نبات هم پلید و میوه او تلخ است.*
خود عمل، حاکى است که از چه آبى روییده شده است
وَ ان تَوَلَّوا فَاعلَمُوا أنَّ اللهَ مَولیکُم نِعمَ المَولی وَ نِعمَ النَّصیرُ
ترجمه: و اگر آن کافران به دین خدا پشت کرده اند، شما مومنان غم مخورید و بدانید که خدا سرپرست شماست؛ چه خوب سرپرستی! و چه خوب یاوری!
خواص:
1-جهت رفع حاجات هر روز 350 مرتبه ذکر« نعم المولی و نعم النصیر» خوانده شود.
2- به جهت دفع خصم و غالب شدن به دشمن، هنگام بروز خطر از جانب آن بر خواندن این اسم به تعداد 350 مرتبه در هر روز مداومت شود و برای گرفتن نتیجه سریعتر، روز جمعه بعد از طلوع آفتاب خدا را به این اسم بخوانید. ( به همین تعداد)
إنَّ اللهَ قَوِّیٌ شَدیدُ العِقابِ - همانا خدا توانا و سخت کیفر است.
قدرت و قوت را غالباً توانایی معـتنا می کنند. خداوند متعال، قوی است و قدرت او عین ذات اوست نه اضافه بر ذات؛ یعنی خداوند، قادر به ذات است نه قادر به قدرت؛ چون قدرت خدا ذاتی است نمی توان گفت که خدا هست ولی قدرت ندارد، لذا در دعای عدیله این گونه می خوانیم: کانَ قَویّاً قَبلَ وُجودِ القُدرَةِ وَ القُوَّةِ
ترجمه: قوی بود خداوند قبل از آن که قدرت را خلق کند.
خدا، خالق قدرت و توانبخش موجودات و قوی مطلق است و تمام ممکنات واجد صفت ضعفند« لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الاّ بِاللهِ».
خواص:
برای سرنگون کردن دشمن، مقداری آرد را خمیر کرده و تعداد 1000 گلوله به اندازه فندق از آن تهیه کنند. در حین ساخت گلوله ها به هر گلوله یک مرتبه ذکر « القوی» بخوانند و تدریجاً آنها را به یک یا چند پرنده حلال گوشت در یک یا چند روز بدهند تا آن را بخورند.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار چیز پناه نمی برد؟
در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده ، چگونه به ذکر حسبنا الله و نعم الوکیل پناه نمی برد؛ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر یاد شده فرمود: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت ) و چیزی زائد بر آن (سود در تجارت ) بازگشتند و هیچگونه بدی به آنان نرسید.
و در شگفتم برای کسی که اندوهگین است، چگونه به ذکر« لا اله الا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین » پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود:
پس ما (یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده ) از اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤ منین را نجات می بخشیم .
و در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده ، چگونه به ذکر« اُفوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد » پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود:
پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده ) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت .
و در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست، چگونه به ذکر« ما شاءالله لا قوة الا بالله » پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل بعد از ذکر یاد شده (از زبان مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از آن نعمــــــــتها بهره مند بود) فرمود:
اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی پس امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد... »
قرآن کریم سرچشمه بزرگی از کلمات زیبا است که فهم معانی آن نیاز به ورزیدگی و اندیشه عمیق دارد تا سد احتمالات
ممکن گردد، بنابراین، شناخت «وجوه» و معناهای احتمالی یک ضرورت تفسیری به شمار میرود.
اصولاً «وجوه» به معناهای احتمالی گفته میشود.بنابراین، اگر برای لفظ یا عبارتی چند معنا احتمال رود، این معناها را وجوه گویند.در این میان، یکی از واژههای قرآن که معناهای مختلفی در قرآن دارد، کلمه «ذکر» است که در چند معنی به کار میرود؛ مقاله زیر به بررسی آن میپردازد.
«ذکر» یاد کردن و یادآوری است، خواه با زبان باشد و یا با قلب.«ذکر» را همچنین به معنای حفظ چیزی و در مقابل «نسیان» به معنی فراموشی دانستهاند، «تذکر» نیز به معنای یادآوری است.
ذکر را میتوان به جوارحی، زبانی، جلی، خفی و قلبی تقسیم کرد.
در قرآن کریم«ذکر» معناهای گوناگون و ویژه خود را دارد؛یعنی تنها به معنی یادآوری کردن و یاد کردن به کار نمیرود، بلکه اگر در معانی ایات الهی بیشتر اندیشه کنیم، میتوانیم به وجوه بیست گانه ذکر، این چنین اشاره کنیم:
1.یاد کردن به زبان فاذکروا الله کذکرکم آباءکم؛پس خداوند را یاد کنید، همچنان که از پدرانتان یاد میکنید ؛(سوره بقره، ایه 200)
2.یاد کردن در دل ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم؛خدا را یاد کردند، پس برای گناهانشان درخواست آمرزش نمودند ؛(سوره آل عمران، ایه 135)
3. حفظ کردن واذکروا ما فیه؛و آنچه در آن است، حفظ کنید ؛(سوره بقره، ایه 63)
4.طاعت و پاداش فاذکرونی اذکرکم؛پس از من پیروی کنید، تا من نیز به شما پاداش دهم ؛ (سوره بقره، ایه 152)
5.نمازهای پنج گانه فاذا اَمنتم فاذکروا الله؛پس هر گاه امنیت یافتید، خدا را یاد کنید(نماز را بر پای دارید) ؛(سوره بقره، ایه 239)
6.موعظه وذکّر فانّ الذّکری تنفع المؤمنین؛و موعظه کن که موعظه(به مؤمنین سود میرساند) ؛(سوره ذاریات، ایه 55)
7.بیان او عجبتم أن جاءکم ذکر من ربکم؛ایا تعجب کردید که بیانی از سوی پروردگارتان آمد ؛ (سوره اعراف، ایه 69)
8.تعریف کردن اذکرنی عند ربک؛مرا به نزد اربابت متذکر شو؛از حسن و خوبیها من برایش تعریف کن ؛(سوره یوسف، ایه 42)
9.قرآن و من اعرض عن ذکری؛و هر آن که از ذکر من (قرآن) روی گرداند… ؛(ســـوره طه، ایه 124)
10.تورات فاسئلوا اهل الذّکر؛پس از اهل تورات بپرسند ؛(سوره نحل، ایه 43)
11.خبر ساتلوا علیکم منه ذکراً؛به زودی، از آن قضیه برایتان خبری میآورم ؛(سوره کهف، ایه 83)
12.شرف و انّه لذکر لک؛و به تحقیق که این شرافتی برای تو است ؛(سوره زخرف، ایه 44)
13.مسخره کردن: اهذا الذی یذکر ءالهتکم؛ایا این همان کسی است که خدایان شما را مسخره میکند ؛(سوره انبیاء، ایه 36)
14.لوح محفوظ: من بعد الذّکر؛پس از لوح محفوظ ؛(سوره انبیا، ایه 105)
15.ثناگویی: و ذکر الله کثیراً؛و خداوند را بسیار ثنا میگوید ؛(سوره احزاب، ایه 21)
16.وحی: فالتالیات ذکرا؛پس فرشتگانی که وحی را تلاوت میکنند ؛(سوره صـــــافات، ایه 3)
17.رسول: قد انزل الله الیکم ذکراً.رسولاً یتلوا علیکم ایات الله؛به تحقیق، خداوند به سوی شما پیامبری فرستاد که بر شما ایات او را میخواند ؛(سوره طلاق، ایات 10 و 11)
18.نماز: ولذکر الله اکبر؛و به تحقیق که ذکر خدا(نماز) بالاتر است ؛(سوره عنکبـــــــوت، ایه 45)
19.نماز جمعه: فاسعوا إلی ذکر الله؛پس بشتابید به سوی نماز جمعه ؛(ســوره جمعه، ایه 9)
20.نماز عصر: عن ذکر ربی؛ازیاد پروردگارم(نماز عصر) ؛(سوره ص، ایه 32)
منبع: مجله بشارت
(هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ )اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور، عالم و داناست.
هر موجودی را آخری است، آخر بلا آخر ذات اقدس احدیت است. خداوند متعال بعد از فنای تمام ممکنات، باقی است: الحَمدُ لله الباقی بَعدَ فَناءِ کُلِّ شَیءٍ
خواص:
1- برای کسی که خواستار حسن عاقبت است گفتن 801 مرتبه ذکر « یا آخر» نافع می باشد. ( لازم نیست هر روز این ذکر خوانده شود).
2- برای دفع دشمن قدرتمندی که توانایی دفع آن نیست گفتن 801 مرتبه ذکر« یا آخر» مجرب است.
(هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ والباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ )اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور، عالم و داناست.
معنای اولیت، ازلیت است. تمام مخلوقات، حادثند و مسبوق به عدم. مخلوقات و ممکنات ابتدا و انتها دارند اما حضرت خداوند مبدع ( خالق)، ازلی است. همان طور که در حدیث شریف آمده است:
کانَ اللهُ وَ لا شَیءَ غَیرَهُ )خداوند بود هیچ چیز دیگری جز او نبود.
خواص:
1- برای کسب اطلاع از غایبی که به دنبال او باشند، مثلاً زیارت امام زمان(ع)، 40 شب جمعه در هر شب 1000 مرتبه ذکر یا « یا اول» خوانده شود( در یک مجلس)
2- برای برکت پیدا کردن مال، کار و کسب، وقت و ...، روزی 37 مرتبه ذکر « یا اول» خوانده شود.( تعداد وسیط این اسم 10 مرتبه و صغیر آن 1 مرتبه می باشد.)
(وَ یَبقی وَجهُ رَبِّکَ ذُوالجَلالِ وَ الإکرام )و باقی ماند ذات پروردگارت که صاحب بزرگی و شوکت مطلق است.
صاحب جلال( ذوالجلال) به کسی اطلاق می شود که تمام نعمات از اوست و صاحب غنای مطلق است. صاحب نعمت، کریم و بزرگوار نیز می باشد.
خواص:
1- به جهت رفع گرفتاریهای دشوار که در آن درمانده شده اند، 21 مرتبه گفتن ذکر « یا ذَاالجلال و الاکرام» نافع است.
2- مداومت بر این اسم باعث انقطاع از ما سِوَی الله است و درخواست حوائج از غیر خدا و اهل بیت(ع) از کس دیگری منفعت حقیقی نخواهد داشت.
3- مدامت بر این اسم، باعث پیدا کردن بزرگی و حشمت است در بین مردم.
4- به جهت استجابت دعا، آن را با« یا ذالجلال والاکرام» ختم نمایید.
5- به جهت برآورده شدن حوائج، مداومت بر ذکر « یا ذالجلال و الاکرام» به تعداد حداقل 9 مرتبه در روز فراموش نشود.
(وَ یَبقی وَجهُ رَبِّکَ ذُو الجَلالِ وَالاکرامِ )و ذات خدای منعم و با جلال و عظمت، زنده ابدی است.
فنا، ضد بقاست. ازلیت، خاص ذات اقدس احدیت است. از سوی دیگر ابدیت نیز تنها به ذات حضرت حق اختصاص دارد و تنها خداست که باقی و پاینده جاوید است. موجودی که مسبوق به عدم است، ابدی نیست. ممکنی که ابدی است، باقیست به بقای خدا و اراده خدا تعلق گرفته است به بقای او. خداوند متعال، برای محمد(ص) و آل محمد(ع)، اراده بقا فرموده است و ایشان، باقی به بقای خدا هستند.
خواص:
به جهت طولانی شدن عمر همراه با طاعت خدا در هر روز 113 مرتبه ذکر« یا باقی» خوانده شود.
إنَّ رَبّی رَحیمٌ وَدودٌ (همانا پروردگار من مهربانی است دوستدار.)
خداوند، همه مخلوقات را دوست می دارد، چرا که سبب خلقت مخلوقات محبت ذات است به ذات: کُنتُ کَنزاً مَخفِیّاً فَأحبَبتُ أن أُعرَفَ فَخَلَقتُ الخَلقَ لِکَی أُعرَفَ.
خواص:
1- جهت باز شدن تمام گره ها و رفع مشکلات در هر روز 77 مرتبه ذکر« الودود» خوانده شود.
إنَّهُ حَمیدٌ مَجیدٌ )خدا بسیار ستوده صفات و بزرگوار است.( (7)
المَجیدُ مَعناهُ الکَریمُ العَزیزُ و از این جاست قول خداوند تبارک و تعالی :
بَل هُوَ قُرآنٌ مَجیدٌ (بلکه آنچه تکذیب کردند قرآن مجید است.)
قرآن مجید یعنی: کتاب کریم، شریف، بزرگوار و عزیز قرآن و مجید در لغت، یعنی دارای شرف و بزرگواری.
خواص:
1- جهت رفع و دفع ذلت و خواری و تبدیل آن به عزت در هر روز 99 مرتبه ذکر« المجید» خوانده و به خود دمیده شود.
2- مداومت بر اسم « المجید» موجب شفای هر دردی است.
3- مواظبت بر این اسم در خلوت، بر نور دل می افزاید.
(إنَّ رَبّی قَریبٌ مُجیبٌ )همانا خدا به همه نزدیک است و دعای خلق را می شنود و اجابت می کند
خواص:
1- جهت رفع حوائج مهم ( یک یا چند حاجت)، کمی بعد از طلوع آفتاب روز جمعه یا در صورت موفق نشدن، بعد از نماز ظهر و عصر روز جمعه، 1001 مرتبه خواندن اسم« المجیب» بسیار مجرب است.
2- هر کس 1001 مرتبه « المجیب» بگوید و به درگاه خداوند عرض حاجت نماید، مأیوس نگردد.
3- مداومت بر اسم مبارک « المجیب» فرد را از نکبت و ذلت نگه می دارد.
4- بعضی گفته اند هر کس در آخر هر دعایی 26 مرتبه بگوید « یا سَریعُ یا مُجیبُ» دعایش به اجابت می رسد.
(إنَّ رَبّی عَلی کُلِّ شَیءٍ حَفیظٌ )همانا پروردگار من بر هر چیز نگهبان است.
اسم مبارک « الحفیظ» به معنی حافظ بلکه مبالغه آن اشاره به حفظ تامه و کامل الهی- جل شأنه- می باشد. حفیظ، یعنی آن که خداوند تا زمانی که بقای هر یک از موجودات را مصلحت بداند حافظ و نگاهدارنده آن از تلف شدن و فساد است و این حفاظت، دائمی و مداوم است و محدود به مقطع خلق مخلوق نیست، زیرا محدثات همچنان که در حدوث خود به علت محدثه نیازمندند، به همان گونه در بقای خویش نیز به علت مبقیه نیازمندند و حفیظ بر تمام ممکنات احاطه و عنایت کامله دارد.
خواص:
1- جهت نجات از شر شیطان و وساوس اجنه، بر خواندن اسم « الحفیظ» مداومت نمایند که مجربست.
2- جهت نجات از زندگی نکبت بار، نوشتن اسم « الحفیظ» و بستن آن به بازو موثر است.
3- مداومت بر خواندن اسم« الحفیظ» در جایی که مار و عقرب زیاد است مفید می باشد.
4- برای جلوگیری از سقط شدن بچه در دوران حاملگی و یا مردن آن بعد از تولد، اسم « الحفیظ» روی نقره کنده شود و همراه مادرة( قبل از فارغ شدن) و یا همراه بچه بعد از تولد قرار داده شود.
5- مداومت بر این اسم برای کسی که از مواضع خطر بیمناک است، نافع و سریع الجابت می باشد و ذاکر این اسم، پیوسته از غرق و سوختن و سایر مهلکات و موذیات زمینی و دریایی- بإذن الله- محفوظ است.
6- هر کس این اسم را بعد از نماز( صبح، ظهر یا عصر) روز جمعه 998 مرتبه با خط باریک و ریز روی کاغذ بنویسد و بر بازو بندد، از وساوس شیطان و خوف سلطان و بیم مار و عقرب و خیالات فاسده در امان حضرت سبحان خواهد بود.
یاد خداوند، موجب اطمینان، آرامش و نشاط درون آدمى است و نمىگذارد اندوههاى برخاسته از کاستىهاى حیات مادى موجودیت انسان را به خطر افکند؛ همان گونه که نمىگذارد سرمستى غرقه شدن در کامجویىها، راز نهایى شخصیت آدمى را از بین ببرد، یاد خداوند، دل را صفا و جلا مىدهد و زنگار غفلتها و از خود فراموشىها را مىزداید.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در خطبه 222 نهجالبلاغه در عالىترین مضامین مقام اهل ذکر را معرفى مىکنند.
ذکر را معمولا به دو گونه تقسیم مى کنند:
1- ذکر لفظى؛
2- ذکر قلبى، برخى ذکر عملى را نیز اضافه کرده اند.این تقسیم بندى در اصل برگرفته از آیات و روایات است .
باید توجه داشت که ذکر لفظى خود به خود ارزش چندانى ندارد و هدف از لفظ، توجه به معنا و تاثیر در دل است ؛ زیرا ذکر به معناى به یاد آوردن است و در مورد ذکر لفظى ، این امر تنها هنگامى صادق است که زبان با دل هماهنگ باشد.
خداوند متعال مى فرماید:
«و اذکر اسم ربک و تبتل الیه تبیلا؛ و نام پروردگار خود را یاد کن و [از همه] بریده یکسره به سوى او روى آور» (مزمل/8)
یعنى ذکر نام خدا با تبتل همراه باشد و مقصود از تبتل این است که توجه شخص منحصرا به خدا باشد.
ذکر قلبى هیچ گونه ظهور و بروز خارجى و لفظى ندارد و شخص فقط در دل به خدا توجه دارد، اگر در ظاهر نیز به کارى دیگرى مشغول باشد، اما در اعماق دلش روى به خدا دارد.
امام صادق علیه السلام در روایتى مى فرمایند:
کسى که با اخلاص لا اله الا الله بگوید وارد بهشت مى شود، و نشانه اخلاص او این است که گفتن لا اله الا الله او را از آنچه خداوند حرام کرده باز مى دارد. (بحار الانوار، ج 93، روایت 21)
با دقت در این روایت در مى یابیم که حضرت به هر سه مرحله ذکر اشاره دارند:
یکى ،گفتن لا اله الا الله ، که ذکر لفظى است ؛
دوم ، همراه بودن ذکر با اخلاص در نیت ، که ذکر قلبى است ؛
سوم ، این که اخلاص باید در رفتار شخص اثر گذارد و او را از گناه باز دارد، که این ذکر عملى است.
هم چنین رسول خدا صلى الله علیه و آله در یکى از سفارش هاى خود به حضرت علی علیه السلام به صراحت ذکر عملى را بیان مى کنند:
یا على سه چیز است را انجام بدد:
1. مساوات و برادرى.
2. انصاف و از صمیم قلب حق دادن به مردم.
3. ذکر خداوند در هر حالى؛ و ذکر تنها سبحان الله ، و الحمد لله ، و لا اله الله ، و الله اکبر نیست؛ بلکه ذکر این است که اگر کسى به حرامى از حرام هاى الهى بر خورد کرد، از خداوند بترسد و آن حرام را ترک کند. (بحارالانوار،ج 77، روایت 2)
الحَمدُ للهِ رَبَّ العالَمینَ ترجمه: ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است.
رب به معنی خالق مطلق یعنی خداست. پدر و استاد و غیره تربیت کننده هستند و تربیت آنان باید زیر نظر یک مربی بزرگ که مربی او هم خداست قرار داشته باشد.
خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید: هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الأُمییّنَ رَسُولاً مِنهُم یَتلُوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَةَ وَ ان کانُوا مِن قَبلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ
ترجمه: اوست خدایی که میان اعراب بی سواد، پیامبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت تا بر آنان آیات وحی خدا را تلاوت کند و آنها را پاک سازد و شریعت و احکام کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی بودند.
مربی از طرف خداوند، پیغمبر(ص) قرار داده شده و تربیت بعضی، تحت تربیت این مربی قرار دارد. اگر مظهریت برای ربوبیت قائل شویم، محمد(ص) و آل محمد(ص) واجد این مقام می باشند که در این صورت تمام ممکنات باید زیر نظر ایشان تربیت شوند.
هنگام گرفتاری با توجه قلبی به ربوبیت باری تعالی با یک نفس اسم « یا رب» خوانده شود. ( به هر تعداد که ممکن است.)
الرّحیم مَعناهُ اَنَّهُ رَحیمٌ بِالمُؤمنینَ و همچنان که در کتاب شریف بحارالانوار است ذات مقدسی که رحمت او مختص به مؤمنان است، در عاقبت امرشان. و کافران را از این رحمت، نصیبی نیست. لَقَولِهِ تَعالی وَ کانَ بِالمُومِنینَ رَحیماً و به این اسم غیر خدا نیز نامیده می شود لیکن معنی آن خاص است چنانچه اشاره شد.
برای برآمدن تمام حوائج دنیا و آخرت مداومت بر این اسم نافعست و هر کس این اسم را ورد خود قرار دهد سؤال نمی نماید از خداوند چیزی را مگر آن که به او عطا می فرماید و اگرکسی در مهمی فرو مانده باشد چون بر این اسم مداومت نماید گشایش در کارش پیدا شود. عدد کبیر اسم « الرحیم» ۲۵۸ مرتبه می باشد.
الرَّحمنُ مَعناهُ الواسِعُ الرَّحمَةِ عَلی عِبَادِهِ
ذات مقدسی که صاحب رحمت شامله است بر بندگانش از مؤمن و کافر و روزی دهنده ایشان است؛ بلکه رحمت واسعه او همه موجودات را فرا گرفته. رحمان و رحیم هر یک صفت مشبهه برگرفته از رَحم هستند مانند علیم از عِلم الآ این که دامنه معنا در رحمان بیشتر است. معنای رحمان، بخشش عام خداوند است، اما لفظش از اسماء خاصه حق است. یعنی هیچ موجودی جز خدا به این لفظ نامیده نمی شود مگر به اضافه عبد«الرحمن». رحمان، اسم حق تعالی به اعتبار جمعیت اسمائی که مبدأ انبعاث وجود بر حقایق جمیع مراتب امکانیه است و رحیم اسم خاص است از جهت فیضان کمالات معنوی بر اهل ایمان.
فقط حقیقت محمدیه(ع) به اعتبار نبوت، مظهر« رحمن» است و به اعتبار ولایت کلیه، مظهر اسم « رحیم» و به اعتبار وحدت و جامعیت مقام ولایت و نبوت مظهر کامل اسم اعظم. در انبیا، حقیقت خاتمیه و در اولیاء حقیقت ولویّه حضرت علی مرتضی و ائمه بعد از او(ع) مظهر تامه این نام هستند.
نقل شده،هر کس اسم « الرحمن» و « الرحیم» را بعد از هر نمازی ۲۹۸ بخواند همه مردم او را دوست می دارند و از اهل تحقیق گردد.
در خواص الاسماء و مفاتیح النّجاة مذکور است: اگر کسی بعد از هر نمازی ۱۰۰ مرتبه اسم « الرحمن» را بخواند در همه حال، مورد لطف و عنایت خداوند قرار می گیرد.
ذکر از نظر معنوی دوگونه است:
الف) ذکر اصغر ب) ذکر اکبر
ذکر اصغر: عبادتی است که انسان را به مرحله ای می رساند که از کارهای زشت اجتناب کند.
ذکر اکبر: عبادتی است که از عموم کارهای زشت تنفر ذاتی پیدا کند٬ یعنی اصلا به کارهای زشت رغبتی پیدا نکند. تنفر ذاتی از کارهای زشت وقتی است که مقام روحانی و معنوی انسان٬ مقام ملکوتی باشد٬ هنگامی که به این مقام رسید از کارهای برخلاف میل خدا و انسانیت٬ خود به خود تنفر ذاتی خواهد داشت.
ذکر یعنی تجسم کنیم ویژگیها و صفات جمالی و جلالی خداوند را و چیزی جز آن زیبائیها و جلال و جبروتها نبینیم. وقتی ذکر به این پایه رسید٬ خداوند برای ذاکر در مبدأ رحمت و منتهای عظمتش٬ تجلی وتبلور می یابد.
با ذکر٬ یاد و تکرار هر اسمی از تجلیات صفات الهی٬ نور در وجود آدمی می درخشد و در حقیقت با هر ذکری انسان باید متخلق به همان صفت گردد و پرتو آن٬ محیط را مشعشع سازد. یعنی با ذکر اسمای جمالی٬ زیبائی در پندار و گفتار و کردار پیدا کند و با ذکر اسمای جلالی٬ قدرت و سطوت و صلابت یابد و این احساس را به خود و دیگران بازتابد.
اسم او جــامع اسماء بود
صورت او معنی اشیاء بود
اذکار٬ تکرار اسماء الله است وسه حساب دارد(کبیر٬ متوسط ٬ صغیر) واثرات آنها هم به همان نسبت
کبیر٬ متوسط و صغیر است.
در تمام اذکار٬ ابجد کبیر به کار می رود و اصولا همه چیز بر روی اعداد است و اعداد هم طبیعتهای مختلف دارند مانند: آبی٬ آتشی٬ بادی٬ خاکی
علم اعداد: از جمله علوم اسرار و معارف غریبه ی بشری است که منشاء آثار خارق عادت و مبدأ فعالیت روح انسان و مصدر بروز استعداد فطری اوست.این علم را انبیای عظام و حکمای بزرگ تاسیس کرده اند. برحسب اسراری که خداوند متعال در اعداد قرار داده است٬ این علم مبدأ آثار شگفت آور می باشد و اطلاع بر آن بابی از قدرت روحی بر انسان می گشاید.
از فرمایشات حضرت رسول(ص): حروف ابجد وتفسیر آن را یاد بگیرید
وقتی بر اساس علم اعداد «ابجد»٬ شمارش دقیق ذکر یک اسم را تأکید می کنند٬ رمز فتح صندوق اسرار معنوی و اثر بخشی را اعلام می کنند٬ در گشودن درب یک صندوق٬ اگر یک عدد جا به جا شود یا تغییر کند و پس و پیش شود٬ در صندوق گشــوده نمی شود واسرار نهان و گنج مطلوب٬ حاصل نمی شود.
در ذکر «اسماء الله» نیز باید توجه به کیفیت و کمیت هر دو تمرکز یابد تا اثر کند. اعداد٬ حروف و نقاط و رنگها هر کدام کلید رمزی هستند٬ بعضی از اوقات با چند نقطه می توان مطلبی را بیان کرد که اگر بخواهند تفسیرش کنند یک کتاب می شود.
ذکر در تحبیب٬ تسخیر٬ تغلیب و تألیف قلوب و تأثیر در نفوس اثر شگفتی دارد.اگر انسان خداوند را حاضر وناظر بداند و با ایمان کامل٬ خود را در حضور او مشاهده نماید٬ خود به خود حضور قلب پیدا می شود.
اذکاری که مستجاب می شوند هر یک دارای یک موکل اند و با هر کلمه ای یک فرشته همراه است٬ اذکار که از قلب خارج می شود٬ هر کلمه اش یک فرشته تجسم می یابد که هر کدام به نوبه خود آن کلمه را تکرار می کنند.
در مرحله اول٬ عبادت و دعاهای مرسومی است که معنی خواندن و طلب می دهد.
در مرحله دوم٬ ذکر جلّی است که در آن اشراق پیدا می شود٬ انسان در خود فرو می رود وبه آن وحدت وصل می شود.
در مرحله سوم٬ ذکر خفی است که وارد «عالم وحدت» می شود٬ جز به خدا نمی اندیشد و جز خدا چیزی نمی بیند٬ آنچه نادیدنی است را می بیند و آنچه ناگفتنی است برایش می گویند. این عالم را٬ عالم وحدت وجود می نامند.
اگر کسی بعد از نماز صبح هزار مرتبه بگوید «یا الله یا هو» صاحب یقین شود وانوار غیبیه بر او ظاهر شود و هر کس در نیمه شب با طهارت رو به قبله این ذکر را به عدد مذکور هزار مرتبه بگوید٬ از علوم دین بهره مند شود واز اهل معرفت گردد.
هر کس هر روز صد مرتبه بگوید « هو الله الذی لا اله الا هو» خداوند سبحان و رب العالمین٬ او را از اهل یقین قرار می دهد و به مقام حقیقت می رساند.
الله اسم اعظم خداست و جامع تمام اسماست و دارای همه ی صفات جمالیه و جلالیه است. در برخی روایات معتبر نقل شده است که هرکس از روی اخلاص ده مرتبه بگوید «یا الله» درخواستش رد نشود. عدد کبیر واژه « الله» (۶۶) است. هر کس با همین عدد(۶۶ بار)٬ هر صبح و عصر وبعد از نمازها وآخر شب٬ ذکر شریف «یا الله» را از صمیم قلب بگوید در مسایل دنیوی و اخروی بسیار موفق میگردد.
« برای ذکر اسماء الله٬ باید ابتدا وضو گرفته و بهتر این است که رو به قبله به حالت نشستن نماز٬ با چشمهای بسته و تمرکز کامل وبه تعداد اعداد اشاره شده انجام داد٬ نه کمتر نه بیشتر.»
تذکر مهم: قبل و بعد از هر ذکر یا دعایی صلوات بر حضرت رسول(ص) فراموش نشود٬ زیرا که صلوات در هر شرایطی مقبول درگاه احدیت واقع می گردد و به حرمت مقام والای حضرت رسول(ص) نزد خداوند٬ دعا و ذکر و حاجت میان دو صلوات نیز رد نخواهد شد.
فرشته موکل واژه «الله» در عالم ملکوت «اسرافیل» و در عالم مُلک(در جهان خاکی) فرشته ای است بنام «قید یوش».
شیخ علی زاهد از شاگردان ملا حسین قلی همدانی بود سکوتش دائم و به ندرت سخن می گفت: روزی از ایشان سوال شد که استاد شما، شاگردان خود را به چه چیز تربیت می کرد ؟فرمود: به ذکر موت وبه بعضی از ارادتمندان خود می فرمود چنانچه شخصی یکسال در شب ها در سجده (با حضور قلب) چهار صد بار بگویید ((لا اله انت سبحانک انی کنت من الظالمین))(ذکر یونسیه)از عالم طبیعت خارج می شود